برگهای سپيد دفتر من

             چالوس-مهر ٨٨

 

باز هم یه غیبت طولانی داشتم منو ببخشید اما واقعا کارها گره خورده بود و وقت نداشتم باید بابتش از دوستان پوزش بخوام .

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۸/۱۱/٧ساعت ٥:۳۸ ‎ب.ظ توسط تارا موسوي پيامهاي دوستانه () |

 

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۸/۸/٢٧ساعت ٦:٥٦ ‎ب.ظ توسط تارا موسوي پيامهاي دوستانه () |

نوشته شده در جمعه ۱۳۸۸/٧/٢٤ساعت ٧:۳۳ ‎ب.ظ توسط تارا موسوي پيامهاي دوستانه () |

             لاهیجان - صبحگاه ۴/٧/٨٨

نار سبزیم و عشق آغاز کردیم

زندگی را با شور آغاز کردیم

پاییز رنگارنگ را اینگونه آغاز کردیم

بام ایران سیتی:

تا اناری ترکی برمی داشت ، دست فواره ء خواھش می شد .
سهراب سپهری

مهدی دمی‌زاده:

دو تا عاشق
یه گوشه ی دنج
حرفهای دم گوشی ...


 

م.نهانی:

 سبز و کال
دو انار آویزان
در فکر سرخی.

×××

در سکوت سبز
دو انار
لحظه هایی سرخ!

 

 

رویا:

هرم گرم آفتاب ،
دیوار سنگی باغ،
دو دلداده دست در گردن.
 

یاس حسینیه:

بچه ها هم عاشق می شوند.
---------
انار سرخ عشق است
انار سبز دوستی

 

مری مسیحا:

تکیه داده بر بازوی یکدیگر

میدوند تا وقتِ رسیدن

انارهای کوچک

فرهاد:

چه زیبا  طبیعت که  دل  در  روشنایی  می بینم
سبزی بر کنار  دل میبینم
الهی  که همچون  نار زندگی  کنار هم  باشید همیشه

 

 

 

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۸/٧/٩ساعت ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ توسط تارا موسوي پيامهاي دوستانه () |

ماه رمضان ماه مهمانی خدا و ماه نزدیکی خدا بر همه مسلمین مبارک باد

حسن عاشق علی:

رمضان

لحظه ی افطار و دعا

آیا روزه ی ما بالا می رود ؟

پروین جون مامان کیاراد شمس:

جای بده مرا در آغوشت ای خدا
مهمان به سفره رحمت آمده ام
با شاخه ای صداقت و قلبی پر از نیاز

نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۸/٦/۱ساعت ۱:٥۳ ‎ب.ظ توسط تارا موسوي پيامهاي دوستانه () |

(مسجد جمکران)

یاس حسینیه:

هر گام
گام به گام
طواف می کنم
میدان انتظارت را

پوران کاوه:

گاهی اوقات  " امید"
امکان دیگری
برای زیستن در برهوت است .

فاطمه:

سبزی انتظارش روشنای تیرگی دل هاست

م.نهانی:

به انتظاری بدیل
می رسد از راه
ماه تمام رخ...

×××

حقیقت محض ، طلوعش
در بامداد رستن ها.
بگو خواهی آمد؟!

حس غریب:

ببوسم خاک پاک جمکران را...

تجلی خانه ی پیغمبران را...

نوشته شده در جمعه ۱۳۸۸/٥/۱٦ساعت ۳:٠٢ ‎ب.ظ توسط تارا موسوي پيامهاي دوستانه () |

نقاشی از: ایمان ملکی

********************

پنجره‌ی آجرین،خورشید گچین

کودکی نشسته بر جعبه‌ای چوبین

غرق در خیال و حسرت آینده ای دور

 

م.نهانی:

کودکی ذهنمان

چه ساده ،

مست خورشید می شود!

×××××××××××××××××××

خیال پنجره ای که خورشید ندارد
کودکی ام ،
بهانه ی بودنم!

××××××××××××××××××××××

طرح پنجره ای بر دیوار
کودکی بی فاصله
در کشاکش عمرمان.

رویا:

خورشیدآجری ،
از دریچه پنجره ،
بی روح بی حرارت

مریم:

نقاشی های خیالی
خورشید آجری
پنجره ای رویایی
اینها رویای کودکیم

پوران کاوه:

تنها شب دوست ندارد خورشید را
 بیوه ای زیبا
 پر از  پاکی نگاه کودک  

یاس حسینیه:

خورشید طلوع می کند در سایه ی پنجره

مهدی دمی‌زاده:

خورشید
از کدامین سوی دیوار
طلوع کرد

 

 

نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۸/٥/٤ساعت ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ توسط تارا موسوي پيامهاي دوستانه () |

پرکشانم در بیکران رنگین کمان

بی وزن و فارغ از غروب و ظلمات

م.نهانی:

خاکستری در تن ابر
خطی عمود ، رنگین
از زمین تا اوج

رویا:

سیاه ،سفید ،رنگ
پرواز در غروب،
نقطه ای .

فاطمه:

پر کشیدن در رنگین کمان چه مفهومی دارد ؟

مهدی دمی‌زاده:

پرواز میکنم
در راستای رسیدن
چراغ راهم باش ...

پوران کاوه:

سایه سار رنگ

 بر تنهائی کهکشان 

ناله زنی لابه لای ابرها

یاس حسینیه:

پرنده رنگی می شود در رنگین کمان

لیلا

می‌نوشمت که تشنگی‌ام بیشتر شود
آب از تماس با عطشم شعله‌ور شود

آنگاه بی‌مضایقه‌تر نعره می‌کشم
تا آسمان ِ کر شده هم با خبر شود

آن‌قدرها سکوت تو را گوش می‌دهم
تا گوشم از شنیدن ِ بسیار کر شود

تو در منی و شعرم اگر «حافظانه» نیست
«عشقت نه سرسری ست که از سر به در شود»

آرامشم همیشه مرا رنج داده‌است
شور خطر کجاست که رنجم به سر شود؟

مرهم به زخم ِ بسته که راهی نمی‌برد
کاشا که عشق مختصری نیشتر شود

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۸/٤/۱۱ساعت ۸:۳۸ ‎ب.ظ توسط تارا موسوي پيامهاي دوستانه () |

غرق در بوی خوشم

غوطه‌ور در امواج آن

 حسن عاشق علی:

روزهایِ کودکی

عطر ِگُل

خاطره ای برایِ فردا .

رویا:

زمزمه خاطره ها ،
راز یک سنبل،
کودکی بازیگوش.

م.نهانی:

کودکی
در مرز احساس
بوییدن زندگی...

پادراز:

بخورمش؟!!

یاس حسینیه

 می بوسم گل را که بهشت را به یادم آورد

نوشته شده در جمعه ۱۳۸۸/۳/۱٥ساعت ۸:۳٢ ‎ب.ظ توسط تارا موسوي پيامهاي دوستانه () |

 

تصمیم گرفتم از این به بعد دو هفته یکبار عکس بذارم،هم من بدقول نشم و هم شما دوستانم فرصت کافی داشته باشید برای هایکو گذاشتن...

************

رهگذران چه بی خیال

کبوتر مرده است و

چه بی ارزش است جان

حسن عاشق علی:

مرگ کبوتر

عابران بی تفاوت

زندگی ادامه دارد.

سید عرفان:

ببین که مرگ
چه ساده
آمده

رویا:

زنده ها در حرکت،
مرده ها بی حرکت،
افتاده در کناری.

یاس حسینیه:

پسر همسایه تیرش خطا رفت
پرنده مرد و
قلب من سالم ماند

نوشته شده در جمعه ۱۳۸۸/۳/۱ساعت ٧:٥٦ ‎ب.ظ توسط تارا موسوي پيامهاي دوستانه () |